تبليغاتX
درد دلهای حضرت فیل

امروز یه کار جالب کردم!

راننده تاکسی داشت خودشو پاره می کرد که آره ... با این هیکل گنده اومدی نشستی جای همه رو تنگ کردی تازه می خوای ۵۰ تومن کرایه من رو هم کم بدی.

هر چی خواستم بزنم دک و پوزش رو بریزم به هم دیدم درست نیست. گناه داره. اینه که یکم دلداریش دادم. دستم رو گذاشتم رو دستش و کلی باهاش حرف زدم. اونم بنده خدا خیلی آدم منطقی بود. تا دستم رو دستش بود هیچ چی نمی گفت. تازه صورتشم قرمز قرمز شده بود (از خجالت لابد). وقتی دستم رو از رو دستش برداشتم. یه نگاهی بهم کرد که نفهمیدم ترسیده بود یا متقاعد شده بود. وقتی تاکسی رفت تازه فهمیدم همون کرایه قبلی رو هم از من نگرفته! بازم بگین آدم خوب پیدا نمیشه!

یادم باشه به بچه فیل یاد بدم موقع بحث و جدل حتما دست یا پاشو بزاره رو دست یا پای طرف. خیلی موثره به خدا.

نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 7 بعد از ظهر | لینک  | 

حضرت فیل شنگوله

به خدا! نمی دونی که. دیروز بچه فیل اومده بود به باباش سر بزنه. داشتن با بابا کارتون میدیدن که یهو ...
بچه فیل پاشو صاف گذاشت رو دست باباش. اونم دست راست. اونم اینقده درد که نگو. چه حالی داد!

باورت نمیشه هبه دست راست هم درد می کنه هم کبوده. ولی حال میده.

نترسی ها بچه فیل همش 200 کیلو وزنشه. خوب بچه است دیگه. ولی دست بابا رو حال آورده. حالا مونده یه خورده دکتر بازی که مطمئن شم کارم درسته.

دارم میرم هبه رو ببینم. دلم براش تنگ شده. هم من هم بچه فیل.


نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 7 بعد از ظهر | لینک  |