دوشنبه نوزدهم آذر 1386
چه ولعی داشتم برای نوشتن.
و حالا نمی دونم چی بنویسم.
کامپیوتر چند وقتی خراب بود.
منم که افلیج شدم.
ملت قبلا فحش می دادن به هیکل گنده ام،
حالا دل می سوزونن.
می دونم این مزخرفات رو کسی نمی خونه جز هبه.
هبه نازنین.
هبه عزیز،
از دور دستات رو می بوسم و سلام می فرستم.
بچه فیل هم داره سوات یاد می گیره و اونم برات سلام می فرسته.
و حالا نمی دونم چی بنویسم.
کامپیوتر چند وقتی خراب بود.
منم که افلیج شدم.
ملت قبلا فحش می دادن به هیکل گنده ام،
حالا دل می سوزونن.
می دونم این مزخرفات رو کسی نمی خونه جز هبه.
هبه نازنین.
هبه عزیز،
از دور دستات رو می بوسم و سلام می فرستم.
بچه فیل هم داره سوات یاد می گیره و اونم برات سلام می فرسته.
نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 8 بعد از ظهر | لینک
|
