شنبه نوزدهم آبان 1386
از دست خودم عصبانیم. دست راست. راه نمیده لامصب.
لبها، لبها رو بگو. شدم عین علی دایی وقتی حرف میزنه.
بیچاره طیبه تحمل می کنه. حداقل دیگه مجبور نیست برام وبگردی کنه.
پایه تخت شکسته.
بچه فیل هم سر نمیزنه.
لعنت.
نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 0 قبل از ظهر | لینک
|
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
بعله
حضرت فیل رو برق گرفته. هیکل به این گندگی وقتی وصل به زمین بشه برق هم می گیردش.چرا که نه؟
حالا کمی بهترم. عضلات صورتم راه افتاده و با دست چپ تایپ هم می کنم. تازشم، طیبه هم دیگه فقط روزی 1 باز میاد اونم 1 ساعت.
بازم معرفت هبه.
بیخود نیست که تو لینکهای من نفر اوله.
امروز قراره بچه فیل بیاد فیزیوتراپی. دعا کنین برام. تصمیم گرفتم همه دکترا رو شوک زده انگیز زده کنم. بزودی خوب خوب میشم و حتی دست راستم رو به کار میندازم!
حضرت فیل رو برق گرفته. هیکل به این گندگی وقتی وصل به زمین بشه برق هم می گیردش.چرا که نه؟
حالا کمی بهترم. عضلات صورتم راه افتاده و با دست چپ تایپ هم می کنم. تازشم، طیبه هم دیگه فقط روزی 1 باز میاد اونم 1 ساعت.
بازم معرفت هبه.
بیخود نیست که تو لینکهای من نفر اوله.
امروز قراره بچه فیل بیاد فیزیوتراپی. دعا کنین برام. تصمیم گرفتم همه دکترا رو شوک زده انگیز زده کنم. بزودی خوب خوب میشم و حتی دست راستم رو به کار میندازم!
نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 12 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
برای همه ناامیدی ها حق با من بود. اما برای همه امیدها من حق دارم.
وضع رو ببینین. اینا رو من کج کجکی میگم و طیبه تایپ می کنه. این که از نوشتن. برای خوندن هم باید 600 بار با مداد تو دهنم بزنم رو کیبورد تا یه وب پیج باز شه.
این یکی رو ببینین. این همه دوست داشتم و حالا حتی یکی هم بهمون سر نمی زنه. چرا؟ چون من نمی تونم بهشون سر بزنم.
بچه فیل دیروز 10 دقیقه اینجا بود. قد 10 ساعت فیزیوتراپی درمانم کرد. تازه طیبه هم دید چه خوشگله. با اون خرطوم فینگیلی و دست و پای کوچولو. 10 دقیقه ماچم کرد و 10 دقیقه با دمش مگسا رو فراری داد.
مام دلمون به همین خوشه.
وضع رو ببینین. اینا رو من کج کجکی میگم و طیبه تایپ می کنه. این که از نوشتن. برای خوندن هم باید 600 بار با مداد تو دهنم بزنم رو کیبورد تا یه وب پیج باز شه.
این یکی رو ببینین. این همه دوست داشتم و حالا حتی یکی هم بهمون سر نمی زنه. چرا؟ چون من نمی تونم بهشون سر بزنم.
بچه فیل دیروز 10 دقیقه اینجا بود. قد 10 ساعت فیزیوتراپی درمانم کرد. تازه طیبه هم دید چه خوشگله. با اون خرطوم فینگیلی و دست و پای کوچولو. 10 دقیقه ماچم کرد و 10 دقیقه با دمش مگسا رو فراری داد.
مام دلمون به همین خوشه.
نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 7 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه هشتم آبان 1386
حضرت فیل رو برق گرفته. دست راست و خرطومش نیمه فلجه و خودش هم ولو رو رختخواب. داره تصمیم میگیره بالاخره صبر کنه که طیبه بیاد یا تو جاش جیش کنه.
اینا رو طیبه براش تایپ کرده.
بچه فیل کجایی بی وفا.
نوشته شده توسط حضرت فیل در ساعت 8 بعد از ظهر | لینک
|
